كروسينسكى ( مترجم : مهراب اميرى )
308
ده سفرنامه ( فارسى )
به دو امر شورش كرمان دست داشتند ، ( چرا كه او داراى كمبودهايى بود ) و همچنين پس از به اسارت گرفتن سى هزار نفر از سكنه شهر به عنوان برده و غلام و سرانجام بعد از تبعيد و شكنجه و قتل عدهاى كه مورد سوءظن او بودند مابقى را به استانهاى دوردست مانند مازندران و خراسان تبعيد نمود با اين ترتيب شهر براى چند سالى متروكه و خالى از سكنه ماند تا اينكه پادشاه فعلى دستور داد تا دوباره استحكامات و حصار شهر را بازسازى و مرمت نمايند حصار فعلى شهر گلى و بسيار عظيم است و در هر طرف آن نوزده برج احداث شده و اطراف آن را نيز خندقى با پهناى بيست يا رد احاطه نموده است اين خندق گرداگرد خرابهها را احاطه نموده و از جنوب به شمال در حدود چند مايل امتداد دارد و قسمتهايى در درون حصار هنوز كاملا مخروبه مىباشد . شهر كرمان چهار دروازه دارد و ارك يا دار الحكومه در قسمت جنوبى قلعه واقع شده است و تقريبا با حصارى از همان نوع مصالح از آن محافظت مىشود بازار شهر پر از انواع و اقسام امتعه خارجى است . در قسمتى از بازار گنبدى وجود دارد كه با يك نوع سنگ زيبا كه از كوههاى مجاور استخراج شده بنا گرديده است . در داخل حصار تعداد هشت يا نه كاروانسرا ، و در خارج شهر تعدادى كاروانسراى درجه دوم وجود دارد كه من در اتاق كوچكى در يكى از همين كاروانسراها به خرج شاهزاده زندگى مىكردم . جمعيت كرمان در حال حاضر بيش از سى هزار نفر نمىباشد كه اقليتى از آنها گبر يا پارسى هستند ولى در اين شهر ارمنى و هندو و جهود ديده نمىشود مگر تعداد قليلى كه به كار تجارت اشتغال دارند . هرچند تجارت كرمان در حال حاضر پررونق و قابل ملاحظه است ولى در مقايسه هيچگاه به پايه گذشته نرسيده است فعلا مركز